پرش به محتوای اصلی
ناصر بخارایی ناصر بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۴۹۲

فریاد ز چشم روسیاهم

صد آه ز گریه و ز آهم

هر شب ز غم فراق چون شمع

تا چند بسوزم و بکاهم

از گریه هزار آب شستم

اسپید نشد رخ سیاهم

ازکینهٔ دشمنان چه نقصان

کز عصمت دوست در پناهم

هر کس ز تو بر امید چیزیست

من از تو به جز تو می‌نخواهم

از پیش خودم مران به خواری

گر چه تو گُلی و من گیاهم

ناصر به تو همچو تیر یکتاست

تا کی چو کمان کنی دوتاهم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۹۴مهی چو روی تو در آسمان نمی‌یابم
  2. شمارهٔ ۴۹۵ما خلاف رسم مردم کرده‌ایم
  3. شمارهٔ ۴۹۶با زلف بی‌قرار تو آرام کرده‌ایم
  4. شمارهٔ ۴۹۷دوش ما همخوابهٔ آن سرو بالا بوده‌ایم
  5. شمارهٔ ۴۹۸نرفت راه بیابان و خسته شد پایم
  6. شمارهٔ ۴۹۹صبحدم یاد تو کردیم و دعائی گفتیم
  7. شمارهٔ ۵۰۰ما گلی از بوستان جنتیم
  8. شمارهٔ ۵۰۱تا بخندید لبت واقف اسرار شدیم
همه‌ی غزلیات ←

ناصر بخارایی درباره‌ی ناصر بخارایی

ناصر بخارایی (بخارائی، بخاری) زادهٔ ۷۱۵ قمری و درگذشته به ۷۹۰ قمری (سال تولد و وفاتش تخمین دکتر مهدی درخشان است) شاعر سدهٔ هشتم هجری و معاصر سلمان ساوجی و حافظ است. وی پس از پایان تحصیلات گویا شغلی در دستگاه قضای وقت بخارا داشته است. ولی همه را رها می‌کند و از بخارا خارج می‌شود. نخست به سمرقند می‌رود پس از اندک زمانی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.