پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۸

نگار من به دم چون مسیح می آید

رسول حق به کلام فصیح می آید

دهد با هل هوس یاد سوره اخلاص

پی ندامت مشرک صریح می آید

بگیر از سبد گلفروش لاله و گل

به دست داغ ز خوبان قبیح می آید

مرا چو دید ز دور او به زلف و کاکل گفت

که این شکسته سراپا صحیح می آید

به باغ در پی او دوش سیدا رفتم

به خنده گفت که یار ملیح می آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۰شمع ها جمله به فانوس وطن ساخته اند
  2. شمارهٔ ۱۹۱شمع بزمم از تماشای تو شاخ گل شود
  3. شمارهٔ ۱۹۲دیده چرخ به ظالم نگران خواهد بود
  4. شمارهٔ ۱۹۳زلف تو شام بوی و جبین صبحگاه عید
  5. شمارهٔ ۱۹۴چشم شوخش در گلستان آمد و خنجر کشید
  6. شمارهٔ ۱۹۵آمد خزان و سیر چمن آرزو نماند
  7. شمارهٔ ۱۹۶سبزه خط آب از رخسار جانان می خورد
  8. شمارهٔ ۱۹۷دماغ آشفتنی از بزم اهل جود می آید
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.