پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۱۷

به یارکان صفا جز می صفا مدهید

چو می‌دهید بدیشان جدا جدا مدهید

در این چنین قدح آمیختن حرام بود

به عاشقان خدا جز می خدا مدهید

برهنگان ره از آفتاب جامه کنید

برهنگان ره عشق را قبا مدهید

چو هیچ باد صبایی به گردشان نرسد

به جانشان خبر از وعده صبا مدهید

به بوی وصل اگر عاشقی قرار گرفت

بهانه را نپذیرم بهانه‌ها مدهید

شراب حاضر و معشوق مست و من عاشق

مرا قرار نباشد به بو مرا مدهید

شراب آتش و ما زاده‌ایم از آتش

اگر حریف شناسید جز به ما مدهید

برای زخم چنین غازیان بود مرهم

کسی که درد ندارد بدو دوا مدهید

چو تاج مفخر تبریز شمس دین آمد

لقای هر دو جهان جز بدان لقا مدهید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۱۹ببرد خواب مرا عشق و عشق خواب برد
  2. غزل شمارهٔ ۹۲۰کسی که عاشق آن رونق چمن باشد
  3. غزل شمارهٔ ۹۲۱سخن که خیزد از جان ز جان حجاب کند
  4. غزل شمارهٔ ۹۲۲چو عشق را هوس بوسه و کنار بود
  5. غزل شمارهٔ ۹۲۳رسید ساقی جان ما خمار خواب‌آلود
  6. غزل شمارهٔ ۹۲۴به روح‌های مقدس ز من سلام برید
  7. غزل شمارهٔ ۹۲۵دو ماه پهلوی همدیگرند بر در عید
  8. غزل شمارهٔ ۹۲۶حبیب کعبه جانست اگر نمی‌دانید
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.