پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۲۴

به روح‌های مقدس ز من سلام برید

به عاشقان مقدم ز من پیام برید

به روز وصل چو برقم شب فراق چو ابر

از این دو حال مشوش بگو کدام برید

خدای خصم شما گر به پیش آن خورشید

ز ماه و شمع و ستاره و چراغ نام برید

سیاه کاسه شوی ار ز مطبخ عشقش

به سوی خوان کرم دیگ‌های خام برید

نشان دهم که شما آتش از کجا آرید

ز برق نعل شهنشاه خوش خرام برید

ولیک مرکب تندست هان و هان زنهار

نه زین هلد نه لگام ار شما لگام برید

حیات یابد آن جا اگر چه مُرده برید

حلال گردد آن جا اگر حرام برید

هزار بند چو عشقش ز پای جان بگشاد

مرا دو دست گرفته به آن مقام برید

ز لوح عشق نبشتیم این غزل‌ها را

به شمس مفخر تبریز از این غلام برید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۲۶حبیب کعبه جانست اگر نمی‌دانید
  2. غزل شمارهٔ ۹۲۷به باغ بلبل از این پس حدیث ما گوید
  3. غزل شمارهٔ ۹۲۸هزار جان مقدس فدای روی تو باد
  4. غزل شمارهٔ ۹۲۹ز عشق آن رخ خوب تو ای اصول مراد
  5. غزل شمارهٔ ۹۳۰سپاس و شکر خدا را که بندها بگشاد
  6. غزل شمارهٔ ۹۳۱مها به دل نظری کن که دل تو را دارد
  7. غزل شمارهٔ ۹۳۲مها به دل نظری کن که دل تو را دارد
  8. غزل شمارهٔ ۹۳۳میان باغ گل سرخ‌های و هو دارد
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.