پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۷۵

هر آن دل‌ها که بی‌تو شاد باشد

چو خاشاکی میان باد باشد

چو مرغ خانگی کز اوج پرد

چو شاگردی که بی‌استاد باشد

چه ماند صورتی کز خود تراشی

بدان شاهی که حوری زاد باشد

چه ماند هیبت شمشیر چوبین

به شمشیری که از پولاد باشد

تو عهدی کرده‌ای چون روح بودی

ولیکن کی تو را آن یاد باشد

اگر منکر شوی من صبر دارم

بدان روزی که روز داد باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۷۷عجب آن دلبر زیبا کجا شد
  2. غزل شمارهٔ ۶۷۸به صورت یار من چون خشمگین شد
  3. غزل شمارهٔ ۶۷۹چو دیوم عاشق آن یک پری شد
  4. غزل شمارهٔ ۶۸۰نگارا مردگان از جان چه دانند
  5. غزل شمارهٔ ۶۸۱کسی که غیر این سوداش نبود
  6. غزل شمارهٔ ۶۸۲یکی لحظه از او دوری نباید
  7. غزل شمارهٔ ۶۸۳ز خاک من اگر گندم برآید
  8. غزل شمارهٔ ۶۸۴ز رویت دسته گل می‌توان کرد
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.