پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۸۱

کسی که غیر این سوداش نبود

ز ذوق ماش یاد ماش نبود

مثال گوی در میدان حیرت

دوان باشد، اگر چه پاش نبود

وجودی که نَرست از سایهٔ خوش

پناه سایهٔ عنقاش نبود

نماید آینه سیمای هر کس

ازیرا صورت و سیماش نبود

به روزی صد هزاران عیب و خوبی

بگوید آینه، غوغاش نبود

ندارد آینه با زشت بُغضی

هوای چهرهٔ زیباش نبود

دهانی زین شکر مجروح گردد

که دندان‌های شکّر خاش نبود

به پرهای عجب دل بر پریدی

ولیک از دام او پرواش نبود

برو چون مه پی خورشید می‌کاه

که بی‌کاهش جمال افزاش نبود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۸۳ز خاک من اگر گندم برآید
  2. غزل شمارهٔ ۶۸۴ز رویت دسته گل می‌توان کرد
  3. غزل شمارهٔ ۶۸۵دل با دل دوست در حنین باشد
  4. غزل شمارهٔ ۶۸۶ای مطرب جان چو دف به دست آمد
  5. غزل شمارهٔ ۶۸۷کی باشد کاین قفس چمن گردد
  6. غزل شمارهٔ ۶۸۸روی تو به رنگریز کان ماند
  7. غزل شمارهٔ ۶۸۹دوش از بت من جهان چه می‌شد
  8. غزل شمارهٔ ۶۹۰ای عشق که جمله از تو شادند
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.