پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۸۸

روی تو به رنگریز کان ماند

زلف تو به نقش بند جان ماند

گر سایه برگ گل فتد بر تو

بر عارض نازکت نشان ماند

روزی گذرد ز هجر تو سالی

مسکین عاشق چنان جوان ماند

دلتنگ نیم اگر چه دل تنگم

کآخر دل من بدان دهان ماند

در چشم من آی تا تو هم بینی

یک تن که به صد هزار جان ماند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۹۰ای عشق که جمله از تو شادند
  2. غزل شمارهٔ ۶۹۱هر چند که بلبلان گزینند
  3. غزل شمارهٔ ۶۹۲رفتیم بقیه را بقا باد
  4. غزل شمارهٔ ۶۹۳جانی که ز نور مصطفی زاد
  5. غزل شمارهٔ ۶۹۴آن کز دهن تو رنگ دارد
  6. غزل شمارهٔ ۶۹۵این قافله بار ما ندارد
  7. غزل شمارهٔ ۶۹۶بیچاره کسی که زر ندارد
  8. غزل شمارهٔ ۶۹۷دل بی‌لطف تو جان ندارد
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.