پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۷۴

چنان کز غم دل دانا گریزد

دو چندان غم ز پیش ما گریزد

مگر ما شحنه‌ایم و غم چو دزدست

چو ما را دید جا از جا گریزد

بغرد شیر عشق و گله غم

چو صید از شیر در صحرا گریزد

ز نابینا برهنه غم ندارد

ز پیش دیده بینا گریزد

مرا سوداست تا غم را ببینم

ولیکن غم از این سودا گریزد

همه عالم به دست غم زبونند

چو او بیند مرا تنها گریزد

اگر بالا روم پستی گریزد

وگر پستی روم بالا گریزد

خمش باشم بود کاین غم درافتد

غلط خود غم ز ناگویا گریزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۷۶سگ ار چه بی‌فغان و شر نباشد
  2. غزل شمارهٔ ۶۷۷عجب آن دلبر زیبا کجا شد
  3. غزل شمارهٔ ۶۷۸به صورت یار من چون خشمگین شد
  4. غزل شمارهٔ ۶۷۹چو دیوم عاشق آن یک پری شد
  5. غزل شمارهٔ ۶۸۰نگارا مردگان از جان چه دانند
  6. غزل شمارهٔ ۶۸۱کسی که غیر این سوداش نبود
  7. غزل شمارهٔ ۶۸۲یکی لحظه از او دوری نباید
  8. غزل شمارهٔ ۶۸۳ز خاک من اگر گندم برآید
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.