پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۷۲

بگویم خفیه تا خواجه نرنجد

که آن دلبر همی در بر نگنجد

ز مستی من ترازو را شکستم

ترازو کان گوهر را نسنجد

بتان را جمله زو بدرید سربند

که ماده گرگ با یوسف نغنجد

هم از جمله سیه روییست آن نیز

که پیش رومیی زنجی بزنجد

قراضه کیست پیش شمس تبریز

که گنج زر بیارد یا بگنجد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۷۴چنان کز غم دل دانا گریزد
  2. غزل شمارهٔ ۶۷۵هر آن دل‌ها که بی‌تو شاد باشد
  3. غزل شمارهٔ ۶۷۶سگ ار چه بی‌فغان و شر نباشد
  4. غزل شمارهٔ ۶۷۷عجب آن دلبر زیبا کجا شد
  5. غزل شمارهٔ ۶۷۸به صورت یار من چون خشمگین شد
  6. غزل شمارهٔ ۶۷۹چو دیوم عاشق آن یک پری شد
  7. غزل شمارهٔ ۶۸۰نگارا مردگان از جان چه دانند
  8. غزل شمارهٔ ۶۸۱کسی که غیر این سوداش نبود
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.