پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۷۱

دلم را ناله سرنای باید

که از سرنای بوی یار آید

به جان خواهم نوای عاشقانه

کز آن ناله جمال جان نماید

همی‌نالم که از غم بار دارم

عجب این جان نالان تا چه زاید

بگو ای نای حال عاشقان را

که آواز تو جان می‌آزماید

ببین ای جان من کز بانگ طاسی

مه بگرفته چون وا می‌گشاید

بخوان بر سینه دل این عزیمت

که تا فریاد از پریان برآید

چو ناله مونس رنجور گردد

گرش گویی خمش کن هم نشاید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۷۳کسی کز غمزه‌ای صد عقل بندد
  2. غزل شمارهٔ ۶۷۴چنان کز غم دل دانا گریزد
  3. غزل شمارهٔ ۶۷۵هر آن دل‌ها که بی‌تو شاد باشد
  4. غزل شمارهٔ ۶۷۶سگ ار چه بی‌فغان و شر نباشد
  5. غزل شمارهٔ ۶۷۷عجب آن دلبر زیبا کجا شد
  6. غزل شمارهٔ ۶۷۸به صورت یار من چون خشمگین شد
  7. غزل شمارهٔ ۶۷۹چو دیوم عاشق آن یک پری شد
  8. غزل شمارهٔ ۶۸۰نگارا مردگان از جان چه دانند
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.