پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۰۶

با تلخی معزولی میری بنمی ارزد

یک روز همی‌خندد صد سال همی‌لرزد

خربندگی و آنگه از بهر خر مرده

بهر گل پژمرده با خار همی‌سازد

زنهار نخندی تو تا اوت نخنداند

زیرا که همه خنده زین خنده همی‌خیزد

ای روی ترش بنگر آن را که ترش کردت

تا او شکری شیرین در سرکه درآمیزد

ای خسته افتاده بنگر که که افکندت

چون درنگری او را هم اوت برانگیزد

گر زانک سگی خسبد بر خاک سر کویش

شیر از حذر آن سگ بگدازد و بگریزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۰۸ایمان بر کفر تو ای شاه چه کس باشد
  2. غزل شمارهٔ ۶۰۹در خانهٔ غم بودن، از همّت دون باشد
  3. غزل شمارهٔ ۶۱۰نان پاره ز من بستان جان پاره نخواهد شد
  4. غزل شمارهٔ ۶۱۱ای خفته شب تیره هنگام دعا آمد
  5. غزل شمارهٔ ۶۱۲بگذشت مه روزه عید آمد و عید آمد
  6. غزل شمارهٔ ۶۱۳ای خواجه بازرگان از مصر شکر آمد
  7. غزل شمارهٔ ۶۱۴آن بنده آواره بازآمد و بازآمد
  8. غزل شمارهٔ ۶۱۵خواب از پی آن آید تا عقل تو بستاند
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.