پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۱۱

ای خفته شب تیره هنگام دعا آمد

وی نفس جفاپیشه هنگام وفا آمد

بنگر به سوی روزن بگشای در توبه

پرداخته کن خانه هین نوبت ما آمد

از جرم و جفاجویی چون دست نمی‌شویی

بر روی بزن آبی میقات صلا آمد

زین قبله به یاد آری چون رو به لحد آری

سودت نکند حسرت آنگه که قضا آمد

زین قبله بجو نوری تا شمع لحد باشد

آن نور شود گلشن چون نور خدا آمد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۱۳ای خواجه بازرگان از مصر شکر آمد
  2. غزل شمارهٔ ۶۱۴آن بنده آواره بازآمد و بازآمد
  3. غزل شمارهٔ ۶۱۵خواب از پی آن آید تا عقل تو بستاند
  4. غزل شمارهٔ ۶۱۶چونی و چه باشد چون تا قدر تو را داند
  5. غزل شمارهٔ ۶۱۷چشم از پی آن باید تا چیز عجب بیند
  6. غزل شمارهٔ ۶۱۸چون جغد بود اصلش، کی صورتِ باز آید؟
  7. غزل شمارهٔ ۶۱۹آن صبح سعادت‌ها چون نورفشان آید
  8. غزل شمارهٔ ۶۲۰از سرو مرا بوی بالای تو می‌آید
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.