پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۱۹

آن صبح سعادت‌ها چون نورفشان آید

آن گاه خروس جان در بانگ و فغان آید

خور نور درخشاند پس نور برافشاند

تن گرد چو بنشاند جانان بر جان آید

مسکین دل آواره آن گمشده یک باره

چون بشنود این چاره خوش رقص کنان آید

جان به قدم رفته در کتم عدم رفته

با قد به خم رفته در حین به میان آید

دل مریم آبستن یک شیوه کند با من

عیسی دوروزه تن درگفت زبان آید

دل نور جهان باشد جان در لمعان باشد

این رقص کنان باشد آن دست زنان آید

شمس الحق تبریزی هر جا که کنی مقدم

آن جا و مکان در دم بی‌جا و مکان باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۲۱در تابش خورشیدش رقصم به چه می‌باید
  2. غزل شمارهٔ ۶۲۲جان پیش تو هر ساعت می‌ریزد و می‌روید
  3. غزل شمارهٔ ۶۲۳عاشق شده‌ای ای دل سودات مبارک باد
  4. غزل شمارهٔ ۶۲۴هر ذره که بر بالا مِی‌ نوشد و پا کوبد
  5. غزل شمارهٔ ۶۲۵گر ماه شب افروزان روپوش روا دارد
  6. غزل شمارهٔ ۶۲۶هر کآتش من دارد او خرقه ز من دارد
  7. غزل شمارهٔ ۶۲۷عاشق به سوی عاشق زنجیر همی‌درد
  8. غزل شمارهٔ ۶۲۸ای دوست‌! شکر بهتر یا آنک شکر سازد‌؟
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.