پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۱۰

نان پاره ز من بستان جان پاره نخواهد شد

آواره عشق ما آواره نخواهد شد

آن را که منم خرقه عریان نشود هرگز

وان را که منم چاره بیچاره نخواهد شد

آن را که منم منصب معزول کجا گردد

آن خاره که شد گوهر او خاره نخواهد شد

آن قبله مشتاقان ویران نشود هرگز

وان مصحف خاموشان سی پاره نخواهد شد

از اشک شود ساقی این دیده من لیکن

بی نرگس مخمورش خماره نخواهد شد

بیمار شود عاشق اما بنمی میرد

ماه ار چه که لاغر شد استاره نخواهد شد

خاموش کن و چندین غمخواره مشو آخر

آن نفس که شد عاشق اماره نخواهد شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۱۲بگذشت مه روزه عید آمد و عید آمد
  2. غزل شمارهٔ ۶۱۳ای خواجه بازرگان از مصر شکر آمد
  3. غزل شمارهٔ ۶۱۴آن بنده آواره بازآمد و بازآمد
  4. غزل شمارهٔ ۶۱۵خواب از پی آن آید تا عقل تو بستاند
  5. غزل شمارهٔ ۶۱۶چونی و چه باشد چون تا قدر تو را داند
  6. غزل شمارهٔ ۶۱۷چشم از پی آن باید تا چیز عجب بیند
  7. غزل شمارهٔ ۶۱۸چون جغد بود اصلش، کی صورتِ باز آید؟
  8. غزل شمارهٔ ۶۱۹آن صبح سعادت‌ها چون نورفشان آید
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.