پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۱۵۲

گرچه تو نیم شب رسیدستی

صبح عشاق را کلیدستی

ناپدیدی چو جان در این عالم

در جهان دلم پدیدستی

همه شب جان تو را شود قربان

ز آن که تو بامداد عیدستی

ز آدمی چون پری رمیدم من

تا ز من ای پری رمیدستی

در مزیدم چو دولت منصور

چون مرا تو ابایزیدستی

ای بسا نازکان و خامان را

چون من سوخته پزیدستی

شمس تبریز سرمه دیگر

در دو دیده خرد کشیدستی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۱۵۴ز اول بامداد سرمستی
  2. غزل شمارهٔ ۳۱۵۵در غم یار یار بایستی
  3. غزل شمارهٔ ۳۱۵۶در غم یار، یار بایستی
  4. غزل شمارهٔ ۳۱۵۷آنکه چون ابر خواند کف ترا
  5. غزل شمارهٔ ۳۱۵۸رو، مسلم تراست بی‌کاری
  6. غزل شمارهٔ ۳۱۵۹زندگانی مجلس سامی
  7. غزل شمارهٔ ۳۱۶۰جان جانی و جان صد جانی
  8. غزل شمارهٔ ۳۱۶۱خامشی ناطقی مگر جانی
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.