پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۱۶۰

جان جانی و جان صد جانی

می‌زنی نعره‌های پنهانی

هر که کر نیست بشنود وصفت

نعل معکوس و خفیه می‌رانی

غیر احمق به فهم این نرسد

عارت آید از این لت انبانی

سد پیش و پس تو این عارست

که سرافراز و قطب خلقانی

چون گریزی از این فزون گردد

کآن  فلان فارغست زین فانی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۱۶۲ای که مستک شدی و می‌گویی
  2. غزل شمارهٔ ۳۱۶۳عشق در کفر کرد اظهاری
  3. غزل شمارهٔ ۳۱۶۴مست و خوشی باده کجا خورده‌ای؟
  4. غزل شمارهٔ ۳۱۶۵جان و جهان! دوش کجا بوده‌ای؟
  5. غزل شمارهٔ ۳۱۶۶ای دل سرمست، کجا می‌پری؟
  6. غزل شمارهٔ ۳۱۶۷از مه من مست دو صد مشتری
  7. غزل شمارهٔ ۳۱۶۸یا مَلِکَ الْمَغْرِبِ وَالْمَشْرِقِی
  8. غزل شمارهٔ ۳۱۶۹گر نه شکار غم دلدارمی
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.