پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۱۶۴

مست و خوشی باده کجا خورده‌ای؟

این مه نو چیست که آورده‌ای؟

ساغر شاهانه گرفتی به کف

گلشکر نادره پرورده‌ای

پردهٔ ناموس که خواهی درید؟

کآفت عقل و ادب و پرده‌ای

می‌شکفد از نظرت باغ دل

ای که بهار دل افسرده‌ای

آتش در ملک سلیمان زدی

ای که تو موری بنیازرده‌ای

در سفر ای شاه سبک روح من

زیر قدم چشم و دل اسپرده‌ای

دارد خوبی و کشی بی‌شمار

روی کسی کش به کس اشمرده‌ای

بنده کن هر دل آزاده‌ای

زنده کن هر بدن مرده‌ای

می‌کندت لابه و دریوزه جان

جان ببر آنجا که دلم برده‌ای

جان دو صد قرن در انگشت تست

چونت بگویم؟! که تو ده مرده‌ای

بس کن تا مطرب و ساقی شود

آنکه می از باغ وی افشرده‌ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۱۶۶ای دل سرمست، کجا می‌پری؟
  2. غزل شمارهٔ ۳۱۶۷از مه من مست دو صد مشتری
  3. غزل شمارهٔ ۳۱۶۸یا مَلِکَ الْمَغْرِبِ وَالْمَشْرِقِی
  4. غزل شمارهٔ ۳۱۶۹گر نه شکار غم دلدارمی
  5. غزل شمارهٔ ۳۱۷۰ای که تو از عالم ما می‌روی
  6. غزل شمارهٔ ۳۱۷۱خشم مرو خواجه! پشیمان شوی
  7. غزل شمارهٔ ۳۱۷۲ای که ازین تنگ قفس می‌پری
  8. غزل شمارهٔ ۳۱۷۳باده ده، ای ساقی هر متقی
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.