پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۱۵۱

چند اندر میان غوغایی

خوی کن پاره پاره تنهایی

خلوتی را لطیف سوداییست

رو بپرسش که در چه سودایی

خلوت آن است در پناه کسی

خوش بخسپی و خوش بیاسایی

زیر سایه درخت بخت آور

زود منزل کنی فرود آیی

ور تو خواهی که بخت بگشاید

زیر هر سایه رخت نگشایی

سوی انبان ما و من نروی

گرچه او گویدت که از مایی

رو به خود آر هر کجا باشی

روسیاه‌ست مرد هرجایی

خود تو چیست بیخودی زان کس

که از او در چنین تماشایی

چون رسیدی به شه صلاح الدین

گر فسادی سوی صلاح آیی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۱۵۳ز اول بامداد سر مستی
  2. غزل شمارهٔ ۳۱۵۴ز اول بامداد سرمستی
  3. غزل شمارهٔ ۳۱۵۵در غم یار یار بایستی
  4. غزل شمارهٔ ۳۱۵۶در غم یار، یار بایستی
  5. غزل شمارهٔ ۳۱۵۷آنکه چون ابر خواند کف ترا
  6. غزل شمارهٔ ۳۱۵۸رو، مسلم تراست بی‌کاری
  7. غزل شمارهٔ ۳۱۵۹زندگانی مجلس سامی
  8. غزل شمارهٔ ۳۱۶۰جان جانی و جان صد جانی
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.