پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۱۵۰

من مرید توَم مراد توی

من غلامم چو کیقباد توی

دل مرید تو و تو را خواهد

کاین در بسته را گشاد توی

خاک پای توام ولی امروز

گردم اندر هوا که باد توی

زهد من می جهاد من ساغر

چو مرا زهد و اجتهاد توی

گرچه من بدنهاد و بدگهرم

شاکرم چون در این نهاد توی

ور نهادی که تو کنی برداشت

خوش بود چون همه مراد توی

زهر باده شود چو جام توی

ظلم احسان شود چو داد توی

بس کنم ذکر تو نگویم بیش

ذکر هر ذکر و یاد یاد توی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۱۵۲گرچه تو نیم شب رسیدستی
  2. غزل شمارهٔ ۳۱۵۳ز اول بامداد سر مستی
  3. غزل شمارهٔ ۳۱۵۴ز اول بامداد سرمستی
  4. غزل شمارهٔ ۳۱۵۵در غم یار یار بایستی
  5. غزل شمارهٔ ۳۱۵۶در غم یار، یار بایستی
  6. غزل شمارهٔ ۳۱۵۷آنکه چون ابر خواند کف ترا
  7. غزل شمارهٔ ۳۱۵۸رو، مسلم تراست بی‌کاری
  8. غزل شمارهٔ ۳۱۵۹زندگانی مجلس سامی
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.