پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۱۴۹

مستم از باده‌های پنهانی

وز دف و چنگ و نای پنهانی

مر چنین دلربای پنهان را

واجب آمد وفای پنهانی

می‌زند سال‌ها در این مستی

روح من‌های های پنهانی

گفتم ای دل کجایی آخر تو

گفت در برج‌های پنهانی

بر چپم آفتاب و مه بر راست

آن مه خوش لقای پنهانی

مشتری درفروخت آن مه را

دادمش من بهای پنهانی

ظلمتم کی بقا کند که بر او

تابد از کبریای پنهانی

آتشم چون بمرد دودم چیست

آیتی از بلای پنهانی

ز آن بلا جان‌های ما مرهاد

تا برد تحفه‌های پنهانی

شمس تبریز شوربایی پخت

صوفیان الصلای پنهانی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۱۵۱چند اندر میان غوغایی
  2. غزل شمارهٔ ۳۱۵۲گرچه تو نیم شب رسیدستی
  3. غزل شمارهٔ ۳۱۵۳ز اول بامداد سر مستی
  4. غزل شمارهٔ ۳۱۵۴ز اول بامداد سرمستی
  5. غزل شمارهٔ ۳۱۵۵در غم یار یار بایستی
  6. غزل شمارهٔ ۳۱۵۶در غم یار، یار بایستی
  7. غزل شمارهٔ ۳۱۵۷آنکه چون ابر خواند کف ترا
  8. غزل شمارهٔ ۳۱۵۸رو، مسلم تراست بی‌کاری
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.