پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۹۰۶

گوید آن دلبر که چون همدل شدی

با هوس همراه و هم منزل شدی

از میان نقش‌ها پنهان شدی

در جهان جان‌ها حاصل شدی

هم برآوردی سر از لطف خدا

هم به شمشیر خدا بسمل شدی

پیش آتش رو تو از نقصان مترس

چونک از آتش چنین کامل شدی

عشرت دیوانگان را دیده‌ای

ننگ بادت باز چون عاقل شدی

چون نه‌ای حیوان چه مست سبزه‌ای

چون نمردی چون در آب و گل شدی

آستین شه صلاح الدین بگیر

ور نگیری باطل باطل شدی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۹۰۸باوفاتر گشت یارم اندکی
  2. غزل شمارهٔ ۲۹۰۹هست امروز آنچ می‌باید بلی
  3. غزل شمارهٔ ۲۹۱۰باز گردد عاقبت این در؟ بلی
  4. غزل شمارهٔ ۲۹۱۱طبع چیزی نو به نو خواهد همی
  5. غزل شمارهٔ ۲۹۱۲با من ای عشق امتحان‌ها می‌کنی
  6. غزل شمارهٔ ۲۹۱۳باز چون گل سوی گلشن می‌روی
  7. غزل شمارهٔ ۲۹۱۴ناگهان اندر دویدم پیش وی
  8. غزل شمارهٔ ۲۹۱۵خوش بود گر کاهلی یک سو نهی
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.