پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۹۰۷

آفتابا سوی مه رویان شدی

چرخ را چون ذره‌ها برهم زدی

آتشی در کفر و ایمان شعله زد

چون بگستردی تو دین بیخودی

پست و بالا عشق پر شد همچو بحر

چشمه چشمه جوش جوش سرمدی

عالمی پرآتش عشاق بود

بر سر آتش تو آتش آمدی

هر سحرگه پیش قانون‌های تو

سجده آرد دین پاک احمدی

بی وجودی گر تو را نقصان نهد

بی وجودان را چه نیکی یا بدی

خاک پای شمس تبریزی ببوس

تا برآری سر ز سعد و اسعدی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۹۰۹هست امروز آنچ می‌باید بلی
  2. غزل شمارهٔ ۲۹۱۰باز گردد عاقبت این در؟ بلی
  3. غزل شمارهٔ ۲۹۱۱طبع چیزی نو به نو خواهد همی
  4. غزل شمارهٔ ۲۹۱۲با من ای عشق امتحان‌ها می‌کنی
  5. غزل شمارهٔ ۲۹۱۳باز چون گل سوی گلشن می‌روی
  6. غزل شمارهٔ ۲۹۱۴ناگهان اندر دویدم پیش وی
  7. غزل شمارهٔ ۲۹۱۵خوش بود گر کاهلی یک سو نهی
  8. غزل شمارهٔ ۲۹۱۶مرحبا ای پرده تو آن پرده‌ای
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.