پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۹۱۳

باز چون گل سوی گلشن می‌روی

با توام گرچه که بی‌من می‌روی

صدزبان شد سوسن اندر شرح تو

گلرخا خوش سوی سوسن می‌روی

سوی مستان با دو لعل می فروش

از برای باده دادن می‌روی

شاهدان استاره وار اندر پیت

تو بکش چون ماه روشن می‌روی

در کی خواهی آتشی دیگر زدن

با دل چون سنگ و آهن می‌روی

آفتابا ذره‌ام رقصان تو

پیش تو چون سوی روزن می‌روی

تا درآرد شمس تبریزی به چشم

سرمه وار ای دل به هاون می‌روی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۹۱۵خوش بود گر کاهلی یک سو نهی
  2. غزل شمارهٔ ۲۹۱۶مرحبا ای پرده تو آن پرده‌ای
  3. غزل شمارهٔ ۲۹۱۷هیچ خمری بی‌خماری دیده‌ای
  4. غزل شمارهٔ ۲۹۱۸می‌زنم حلقهٔ درِ هر خانه‌ای
  5. غزل شمارهٔ ۲۹۱۹گر سران را بی‌سری درواستی
  6. غزل شمارهٔ ۲۹۲۰ای بهار سبز و تر شاد آمدی
  7. غزل شمارهٔ ۲۹۲۱ساقی این جا هست ای مولا؟ بلی
  8. غزل شمارهٔ ۲۹۲۲هم تو شمعی هم تو شاهد هم تو می
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.