پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۹۰۹

هست امروز آنچ می‌باید بلی

هست نقل و باده بی‌حد بلی

هست ای ساقی خوب از بامداد

کان شیرینی بنامیزد بلی

آفتاب امروز گشته‌ست از پگاه

ساقی صد زهره و فرقد بلی

شد عطارد مست و اشکسته قلم

لوح شست از هوز و ابجد بلی

مطرب ناهید بربط می‌نواخت

هر چه می‌گفت آن چنان آمد بلی

دفتر عشقش چو برخواند خرد

پرشکر گردد دل کاغذ بلی

گشت حاصل آرزوی دل نعم

گشت هر سعدی کنون اسعد بلی

چونک سلطان ملاحت داد داد

داد بستانیم از هر دد بلی

بس کنم کاین قصه‌ای بی‌منتهاست

کز سخن دیگر سخن زاید بلی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۹۱۱طبع چیزی نو به نو خواهد همی
  2. غزل شمارهٔ ۲۹۱۲با من ای عشق امتحان‌ها می‌کنی
  3. غزل شمارهٔ ۲۹۱۳باز چون گل سوی گلشن می‌روی
  4. غزل شمارهٔ ۲۹۱۴ناگهان اندر دویدم پیش وی
  5. غزل شمارهٔ ۲۹۱۵خوش بود گر کاهلی یک سو نهی
  6. غزل شمارهٔ ۲۹۱۶مرحبا ای پرده تو آن پرده‌ای
  7. غزل شمارهٔ ۲۹۱۷هیچ خمری بی‌خماری دیده‌ای
  8. غزل شمارهٔ ۲۹۱۸می‌زنم حلقهٔ درِ هر خانه‌ای
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.