پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۹۰۵

اندرآ در خانه یارا ساعتی

تازه کن این جان ما را ساعتی

این حریفان را بخندان لحظه‌ای

مجلس ما را بیارا ساعتی

تا ببیند آسمان در نیم شب

آفتاب آشکارا ساعتی

تا ز قونیه بتابد نور عشق

تا سمرقند و بخارا ساعتی

روز کن شب را به یک دم همچو صبح

بی درنگ و بی‌مدارا ساعتی

تا ز سینه برزند آن آفتاب

همچو آب از سنگ خارا ساعتی

تا ز دارالملک دل برهم زند

ملک نوشروان و دارا ساعتی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۹۰۷آفتابا سوی مه رویان شدی
  2. غزل شمارهٔ ۲۹۰۸باوفاتر گشت یارم اندکی
  3. غزل شمارهٔ ۲۹۰۹هست امروز آنچ می‌باید بلی
  4. غزل شمارهٔ ۲۹۱۰باز گردد عاقبت این در؟ بلی
  5. غزل شمارهٔ ۲۹۱۱طبع چیزی نو به نو خواهد همی
  6. غزل شمارهٔ ۲۹۱۲با من ای عشق امتحان‌ها می‌کنی
  7. غزل شمارهٔ ۲۹۱۳باز چون گل سوی گلشن می‌روی
  8. غزل شمارهٔ ۲۹۱۴ناگهان اندر دویدم پیش وی
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.