پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۴۹

ای دیده راست راست دیده

چون دیده تو کجاست دیده

آن قطره بی‌وفا چه دیده‌ست

بحر گهر وفاست دیده

اجری خور توتیا چه بیند

اجری ده توتیاست دیده

ای آنک ز روز و شب برونی

روز و شب مر تو راست دیده

در پرتو آفتاب رویت

در رقص چو ذره‌هاست دیده

بد بی‌تو دو دیده دشمن جان

اکنون ز تو جان ماست دیده

ای دیده تان چو دل پریشان

در عین دل شماست دیده

هر دیده جدا جدا از آن است

کز دیده ما جداست دیده

چون دیده خدای را ببیند

گویی که مگر خداست دیده

چون دیده کوه بر حق افتاد

از هر سنگیش خاست دیده

زر شد همه کوه از تجلی

یعنی همه کیمیاست دیده

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳۵۱دیدی که چه کرد آن یگانه
  2. غزل شمارهٔ ۲۳۵۲یک جام ز صد هزار جان به
  3. غزل شمارهٔ ۲۳۵۳جان آمده در جهان ساده
  4. غزل شمارهٔ ۲۳۵۴ای بی تو حیات‌ها فسرده
  5. غزل شمارهٔ ۲۳۵۵ای دوش ز دست ما رهیده
  6. غزل شمارهٔ ۲۳۵۶ماییم قدیم عشق باره
  7. غزل شمارهٔ ۲۳۵۷ای گشته دلت چو سنگ خاره
  8. غزل شمارهٔ ۲۳۵۸ماییم و دو چشم و جان خیره
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.