پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۵۵

ای دوش ز دست ما رهیده

امشب نرهی به جان و دیده

در پنجه ماست دامن تو

ای دست در آستین کشیده

حیلت بگذار و آب و روغن

ماییم هریسه رسیده

چشم من و چشم تو حریفند

ای چشم ز چشم تو چریده

ای داده مرا شراب گلگون

گل از رخ زرد من دمیده

زلف چو رسن چو برفشاندی

از عشق چو چنبرم خمیده

رفتی و ز چشم من بریدی

خون آید لاشک از بریده

بر گرد خیال تو دوانیم

ای بر سر ما غمت دویده

بر روزن تو چرا نپرد

مرغی ز قفس به جان رهیده

خامش کردم که جمله عیبیم

ای با همه عیبمان خریده

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳۵۷ای گشته دلت چو سنگ خاره
  2. غزل شمارهٔ ۲۳۵۸ماییم و دو چشم و جان خیره
  3. غزل شمارهٔ ۲۳۵۹آن سفره بیار و در میان نه
  4. غزل شمارهٔ ۲۳۶۰ای نقد تو را زکات نسیه
  5. غزل شمارهٔ ۲۳۶۱ای روز مبارک و خجسته
  6. غزل شمارهٔ ۲۳۶۲ای دو چشمت جاودان را نکته‌ها آموخته
  7. غزل شمارهٔ ۲۳۶۳ای ز هندستان زلفت رهزنان برخاسته
  8. غزل شمارهٔ ۲۳۶۴ای ز هجرانت زمین و آسمان بگریسته
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.