پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۵۷

ای گشته دلت چو سنگ خاره

با خاره و سنگ چیست چاره

با خاره چه چاره شیشه‌ها را

جز آنک شوند پاره پاره

زان می‌خندی چو صبح صادق

تا پیش تو جان دهد ستاره

تا عشق کنار خویش بگشاد

اندیشه گریخت بر کناره

چون صبر بدید آن هزیمت

او نیز بجست یک سواره

شد صبر و خرد بماند سودا

می‌گرید و می‌کند حراره

خلقی ز جدایی عصیرت

بر راه فتاده چون عصاره

هر چند شده‌ست خون جگرشان

چستند در این ره و چه کاره

بیگانه شدیم بهر این کار

با عقل و دل هزارکاره

العشق حقیقه الاماره

و الشعر طباله الاماره

احذر فامیرنا مغیر

کل سحر لدیه غاره

اترک هذا وصف فراقا

تنشق لهوله العباره

بگریخت امام ای مؤذن

خاموش فرورو از مناره

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳۵۹آن سفره بیار و در میان نه
  2. غزل شمارهٔ ۲۳۶۰ای نقد تو را زکات نسیه
  3. غزل شمارهٔ ۲۳۶۱ای روز مبارک و خجسته
  4. غزل شمارهٔ ۲۳۶۲ای دو چشمت جاودان را نکته‌ها آموخته
  5. غزل شمارهٔ ۲۳۶۳ای ز هندستان زلفت رهزنان برخاسته
  6. غزل شمارهٔ ۲۳۶۴ای ز هجرانت زمین و آسمان بگریسته
  7. غزل شمارهٔ ۲۳۶۵ای ز گلزار جمالت یاسمن پا کوفته
  8. غزل شمارهٔ ۲۳۶۶ای سراندازان همه در عشق تو پا کوفته
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.