پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۶۵

ای ز گلزار جمالت یاسمن پا کوفته

وز صواب هر خطایت صد ختن پا کوفته

ای بزاده حسن تو بی‌واسطه هر مرد و زن

وآنگه اندر باغ عشقت مرد و زن پا کوفته

ای رخ شاهانه‌ات آورده جان پروانه‌ای

صد هزاران شمع دل اندر لگن پا کوفته

ای دماغ عاشقان پرباده منصوریت

تا دو صد حلاج عشقت بر رسن پا کوفته

لاغری جان ز ذوقت آن چنان فربه شده

می‌نگنجد در جهان در خویشتن پا کوفته

هدهدان اندر قفس چون زان سلیمان خوش شدند

راه پریدن نبد تا در وطن پا کوفته

جان عاشق لامکان و این بدن سایه الست

آفتاب جان به رقص و این بدن پا کوفته

قهقهه شادان عشقش کرد مجلس پرشکر

بوالحزن شادان شده با بوالحسن پا کوفته

روی و چشم شمس تبریزی گل و نسرین بکاشت

در میان نرگس و گل جسم من پا کوفته

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳۶۷تا چه عشق است آن صنم را با دل پرخون شده
  2. غزل شمارهٔ ۲۳۶۸ای به میدان‌های وحدت گوی شاهی باخته
  3. غزل شمارهٔ ۲۳۶۹چشم بگشا جان‌ها بین از بدن بگریخته
  4. غزل شمارهٔ ۲۳۷۰این چه باد صرصر است از آسمان پویان شده
  5. غزل شمارهٔ ۲۳۷۱کی بود خاک صنم با خون ما آمیخته
  6. غزل شمارهٔ ۲۳۷۲هله بحری شو و در رو مکن از دور نظاره
  7. غزل شمارهٔ ۲۳۷۳مشنو حیلت خواجه هله ای دزد شبانه
  8. غزل شمارهٔ ۲۳۷۴هله صیاد نگویی که چه دام است و چه دانه
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.