پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۶۶

ای سراندازان همه در عشق تو پا کوفته

گوهر جان همچو موسی روی دریا کوفته

زیر این هفت آسیا هستی ما را خوش بکوب

روشنایی کی فزاید سرمه ناکوفته

عاشقان با عاقلان اندرنیامیزد از آنک

درنیامیزد کسی ناکوفته با کوفته

عاقلان از مور مرده درکشند از احتیاط

عاشقان از لاابالی اژدها را کوفته

مردم چشم از خیالت چون شود پی کوب عشق

فرق‌ها پیدا شود از کوفته تا کوفته

از شکار تو به بیشه جان شیران خون شده

در هوای قاف قربت پر عنقا کوفته

عشق چون خورشید دامن گستریده بر زمین

عاشقان چون اخترانش راه بالا کوفته

لا چو لالایان زده بر عاشقانش دست رد

غیرت الا شده بر مغز لالا کوفته

حاجیان راه جان خسته نگردند از نشاط

اشترانشان زیر بار از راه اعضا کوفته

ساربان این غزل گو تا ز بعد خستگی

اشتران را مست بینی راه بطحا کوفته

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳۶۸ای به میدان‌های وحدت گوی شاهی باخته
  2. غزل شمارهٔ ۲۳۶۹چشم بگشا جان‌ها بین از بدن بگریخته
  3. غزل شمارهٔ ۲۳۷۰این چه باد صرصر است از آسمان پویان شده
  4. غزل شمارهٔ ۲۳۷۱کی بود خاک صنم با خون ما آمیخته
  5. غزل شمارهٔ ۲۳۷۲هله بحری شو و در رو مکن از دور نظاره
  6. غزل شمارهٔ ۲۳۷۳مشنو حیلت خواجه هله ای دزد شبانه
  7. غزل شمارهٔ ۲۳۷۴هله صیاد نگویی که چه دام است و چه دانه
  8. غزل شمارهٔ ۲۳۷۵سوی اطفال بیامد به کرم مادر روزه
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.