پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۶۱

ای روز مبارک و خجسته

ما جمع و تو در میان نشسته

ای همنفس همیشه پیش آ

تا زنده شود دمی شکسته

پیغام دل است این دو سه حرف

بشنو سخن شکسته بسته

یک بار بگو که بنده من

کزاد شوم ز رنج و رسته

آن دست ز روی خویش برگیر

تا گل چینیم دسته دسته

یک بار دگر شکرفشان کن

طوطی نگر از قفس برسته

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳۶۳ای ز هندستان زلفت رهزنان برخاسته
  2. غزل شمارهٔ ۲۳۶۴ای ز هجرانت زمین و آسمان بگریسته
  3. غزل شمارهٔ ۲۳۶۵ای ز گلزار جمالت یاسمن پا کوفته
  4. غزل شمارهٔ ۲۳۶۶ای سراندازان همه در عشق تو پا کوفته
  5. غزل شمارهٔ ۲۳۶۷تا چه عشق است آن صنم را با دل پرخون شده
  6. غزل شمارهٔ ۲۳۶۸ای به میدان‌های وحدت گوی شاهی باخته
  7. غزل شمارهٔ ۲۳۶۹چشم بگشا جان‌ها بین از بدن بگریخته
  8. غزل شمارهٔ ۲۳۷۰این چه باد صرصر است از آسمان پویان شده
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.