پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۵۶

ماییم قدیم عشق باره

باقی دگران همه نظاره

نظارگیان ملول گشتند

ماند این دم گرم شعله خواره

چون چرخ حریف آفتابیم

پنهان نشویم چون ستاره

انگشت نما و شهره گشتیم

چون اشتر بر سر مناره

از ما بنماند جز خیالی

و آن نیز برفت پاره پاره

مردان طریق چاره جستند

با هستی خود نبود چاره

در آتش عشق صف کشیدند

چون آهن و مس و سنگ خاره

مردانه تمام غرق گشتند

اندر دریای بی‌کناره

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳۵۸ماییم و دو چشم و جان خیره
  2. غزل شمارهٔ ۲۳۵۹آن سفره بیار و در میان نه
  3. غزل شمارهٔ ۲۳۶۰ای نقد تو را زکات نسیه
  4. غزل شمارهٔ ۲۳۶۱ای روز مبارک و خجسته
  5. غزل شمارهٔ ۲۳۶۲ای دو چشمت جاودان را نکته‌ها آموخته
  6. غزل شمارهٔ ۲۳۶۳ای ز هندستان زلفت رهزنان برخاسته
  7. غزل شمارهٔ ۲۳۶۴ای ز هجرانت زمین و آسمان بگریسته
  8. غزل شمارهٔ ۲۳۶۵ای ز گلزار جمالت یاسمن پا کوفته
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.