پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۵۸

ماییم و دو چشم و جان خیره

بنگر تو به عاشقان خیره

تو چون مه و ما به گرد رویت

سرگشته چو آسمان خیره

عقل است شبان به گرد احوال

فریاد از این شبان خیره

در دیده هزار شمع رخشان

وین دیده چو شمعدان خیره

از شرق به غرب موج نور است

سر می‌کند از نهان خیره

بیرون ز جهان مرده شاهی است

وز عشق یکی جهان خیره

گویی که مرا از او نشان ده

خیره چه دهد نشان خیره

از چشم سیه سپید پرخون

کز چشم بود زبان خیره

در روی صلاح دین تو بنگر

تا دریابی بیان خیره

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳۶۰ای نقد تو را زکات نسیه
  2. غزل شمارهٔ ۲۳۶۱ای روز مبارک و خجسته
  3. غزل شمارهٔ ۲۳۶۲ای دو چشمت جاودان را نکته‌ها آموخته
  4. غزل شمارهٔ ۲۳۶۳ای ز هندستان زلفت رهزنان برخاسته
  5. غزل شمارهٔ ۲۳۶۴ای ز هجرانت زمین و آسمان بگریسته
  6. غزل شمارهٔ ۲۳۶۵ای ز گلزار جمالت یاسمن پا کوفته
  7. غزل شمارهٔ ۲۳۶۶ای سراندازان همه در عشق تو پا کوفته
  8. غزل شمارهٔ ۲۳۶۷تا چه عشق است آن صنم را با دل پرخون شده
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.