پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۵۹

آن سفره بیار و در میان نه

و آن کاسه به پیش عاشقان نه

انبوه بریز نان که زشت است

کآواز دهد کسی که نان نه

تن را چو به نان شکار کردی

جان را برگیر و پیش جان نه

امروز قیامت تو برخاست

برخیز قدم بر آسمان نه

از آتش عشق نردبان ساز

بر گنبد چرخ نردبان نه

ای زهره ز چشم‌های هندو

ترکانه تو تیر در کمان نه

گر سینه زیان کند ز زخمت

زخمی دیگر بر آن زیان نه

چون نکته ز راه چشم گویی

ما را همه مُهر بر دهان نه

ای اشک چو رفتی از در چشم

آنجا رو و سر بر آستان نه

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳۶۱ای روز مبارک و خجسته
  2. غزل شمارهٔ ۲۳۶۲ای دو چشمت جاودان را نکته‌ها آموخته
  3. غزل شمارهٔ ۲۳۶۳ای ز هندستان زلفت رهزنان برخاسته
  4. غزل شمارهٔ ۲۳۶۴ای ز هجرانت زمین و آسمان بگریسته
  5. غزل شمارهٔ ۲۳۶۵ای ز گلزار جمالت یاسمن پا کوفته
  6. غزل شمارهٔ ۲۳۶۶ای سراندازان همه در عشق تو پا کوفته
  7. غزل شمارهٔ ۲۳۶۷تا چه عشق است آن صنم را با دل پرخون شده
  8. غزل شمارهٔ ۲۳۶۸ای به میدان‌های وحدت گوی شاهی باخته
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.