پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۴۸

فریاد ز یار خشم کرده

سوگند به خشم و کینه خورده

برهم زده خانه را و ما را

حمال گرفته رخت برده

بر دل قفلی گران نهاده

او رفته کلید را سپرده

ای بی‌تو حیات تلخ گشته

ای بی‌تو چراغ عیش مرده

ای بی‌تو شراب درد گشته

ای بی‌تو سماع‌ها فسرده

ای سرخ و سپید بی‌تو ماندم

من زرد و شبم سیاه چرده

ای عشق تو پرده‌ها دریده

سر بیرون کن دمی ز پرده

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳۵۰آمد مه و لشکر ستاره
  2. غزل شمارهٔ ۲۳۵۱دیدی که چه کرد آن یگانه
  3. غزل شمارهٔ ۲۳۵۲یک جام ز صد هزار جان به
  4. غزل شمارهٔ ۲۳۵۳جان آمده در جهان ساده
  5. غزل شمارهٔ ۲۳۵۴ای بی تو حیات‌ها فسرده
  6. غزل شمارهٔ ۲۳۵۵ای دوش ز دست ما رهیده
  7. غزل شمارهٔ ۲۳۵۶ماییم قدیم عشق باره
  8. غزل شمارهٔ ۲۳۵۷ای گشته دلت چو سنگ خاره
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.