پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۱۴

ای روی تو رویم را چون روی قمر کرده

اجزای مرا چشمت اصحاب نظر کرده

باد تو درختم را در رقص درآورده

یاد تو دهانم را پرشهد و شکر کرده

دانی که درخت من در رقص چرا آید

ای شاخ و درختم را پربرگ و ثمر کرده

از برگ نمی‌نازد وز میوه نمی‌یازد

ای صبر درختم را تو زیر و زبر کرده

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳۱۶امروز بت خندان می‌بخش کند خنده
  2. غزل شمارهٔ ۲۳۱۷ای خاک کف پایت رشک فلکی بوده
  3. غزل شمارهٔ ۲۳۱۸مستی ده و هستی ده ای غمزه خماره
  4. غزل شمارهٔ ۲۳۱۹آن یار غریب من آمد به سوی خانه
  5. غزل شمارهٔ ۲۳۲۰بی‌برگی بستان بین کآمد دی دیوانه
  6. غزل شمارهٔ ۲۳۲۱ای دل به کجایی تو آگاه هیی یا نه
  7. غزل شمارهٔ ۲۳۲۲هر روز فقیران را هم عید و هم آدینه
  8. غزل شمارهٔ ۲۳۲۳ای دل تو بگو هستم چون ماهی بر تابه
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.