پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۲۰

بی‌برگی بستان بین کآمد دی دیوانه

خوبان چمن رفتند از باغ سوی خانه

زردی رخ بستان کز فرقت آن خوبان

بستان شده گورستان زندان شده کاشانه

ترکان پری چهره نک عزم سفر کردند

یک یک به سوی قشلق از غارت بیگانه

کی باشد کاین ترکان از قشلق بازآیند

چون گنج بدید آید زین گوشه ویرانه

کی باشد کاین مستان آیند سوی بستان

سرسبز و خوش و حیران رقصان شده مستانه

ز انبار تهی گردد پر گردد پیمانه

آن عالم انبار است وین عالم پیمانه

پیمانه چو شد خالی ز انبار بباید جست

ز انبار نهان کان جا پوسیده نشد دانه

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳۲۲هر روز فقیران را هم عید و هم آدینه
  2. غزل شمارهٔ ۲۳۲۳ای دل تو بگو هستم چون ماهی بر تابه
  3. غزل شمارهٔ ۲۳۲۴روزی تو مرا بینی میخانه درافتاده
  4. غزل شمارهٔ ۲۳۲۵امروز من و باده و آن یار پری زاده
  5. غزل شمارهٔ ۲۳۲۶ای بر سر بازاری دستار چنان کرده
  6. غزل شمارهٔ ۲۳۲۷ای جنبش هر شاخی از لون دگر میوه
  7. غزل شمارهٔ ۲۳۲۸چون عزم سفر کردی فی لطف امان الله
  8. غزل شمارهٔ ۲۳۲۹هر موی من از عشقت بیت و غزلی گشته
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.