پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۲۶

ای بر سر بازاری دستار چنان کرده

رو با دگران کرده ما را نگران کرده

ما را بگزیده لب کیم بر تو امشب

و آن خلوت چون شکر یا لب شکران کرده

با صدق ابوبکری چون جمله همه مکری

کو زهره که بشمارم این کرده و آن کرده

زهد از تو مباحی شد تسبیح صراحی شد

جان را که فلاحی شد با رطل گران کرده

جان شد چو کبوتر جان زوتر هله زوتر جان

ای تن تنتن کرده تن را همه جان کرده

از عشق شب زلفت آن ماه گدازیده

وز پرتو رخسارت خورشید فغان کرده

ای دفتر هر سری شمس الحق تبریزی

ای طرفه بغدادی ما را همدان کرده

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳۲۸چون عزم سفر کردی فی لطف امان الله
  2. غزل شمارهٔ ۲۳۲۹هر موی من از عشقت بیت و غزلی گشته
  3. غزل شمارهٔ ۲۳۳۰آن عشق جگرخواره کز خون شود او فربه
  4. غزل شمارهٔ ۲۳۳۱ای دلبر بی‌صورت صورتگر ساده
  5. غزل شمارهٔ ۲۳۳۲ای آنک تو را ما ز همه کون گزیده
  6. غزل شمارهٔ ۲۳۳۳این کیست چنین مست ز خمار رسیده
  7. غزل شمارهٔ ۲۳۳۴ای طبل رحیل از طرف چرخ شنیده
  8. غزل شمارهٔ ۲۳۳۵رندان همه جمعند در این دیر مغانه
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.