پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۲۴

روزی تو مرا بینی میخانه درافتاده

دستار گرو کرده بیزار ز سجاده

من مست و حریفم مست زلف خوش او در دست

احسنت زهی شاهد شاباش زهی باده

لب نیز شده مستک گم کرده ره بوسه

من مستک و لب مستک و آن بوسه قواده

این دلبر پرفتنه با جمله دستان‌ها

خوش خفته و جمله شب این عشرت آماده

این صورت‌ها جمله از پرتو او باشد

و آن روح قدس پاک است از صورت‌ها ساده

شمس الحق تبریزی شرحی است مر این‌ها را

آن خسرو روحانی شاهنشه شه زاده

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳۲۶ای بر سر بازاری دستار چنان کرده
  2. غزل شمارهٔ ۲۳۲۷ای جنبش هر شاخی از لون دگر میوه
  3. غزل شمارهٔ ۲۳۲۸چون عزم سفر کردی فی لطف امان الله
  4. غزل شمارهٔ ۲۳۲۹هر موی من از عشقت بیت و غزلی گشته
  5. غزل شمارهٔ ۲۳۳۰آن عشق جگرخواره کز خون شود او فربه
  6. غزل شمارهٔ ۲۳۳۱ای دلبر بی‌صورت صورتگر ساده
  7. غزل شمارهٔ ۲۳۳۲ای آنک تو را ما ز همه کون گزیده
  8. غزل شمارهٔ ۲۳۳۳این کیست چنین مست ز خمار رسیده
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.