پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۲۱

ای دل به کجایی تو آگاه هیی یا نه

از سر تو برون کن هی سودای گدایانه

در بزم چنان شاهی در نور چنان ماهی

خط در دو جهان درکش چه جای یکی خانه

در دولت سلطانی گر یاوه شود جانی

یک جان چه محل دارد در خدمت جانانه

گر جان بداندیشت گوید بد شه پیشت

ده بر دهن او زن تا کم کند افسانه

یک دانه به یک بستان بیع است بده بستان

و آن گاه چو سرمستان می‌گو که زهی دانه

شاهی نگری خندان چون ماه و دو صد چندان

بی‌ناز خوشاوندان بی‌زحمت بیگانه

شمس الحق تبریزی آن کو به تو بازآید

آن باز بود عرشی بر عرش کند لانه

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳۲۳ای دل تو بگو هستم چون ماهی بر تابه
  2. غزل شمارهٔ ۲۳۲۴روزی تو مرا بینی میخانه درافتاده
  3. غزل شمارهٔ ۲۳۲۵امروز من و باده و آن یار پری زاده
  4. غزل شمارهٔ ۲۳۲۶ای بر سر بازاری دستار چنان کرده
  5. غزل شمارهٔ ۲۳۲۷ای جنبش هر شاخی از لون دگر میوه
  6. غزل شمارهٔ ۲۳۲۸چون عزم سفر کردی فی لطف امان الله
  7. غزل شمارهٔ ۲۳۲۹هر موی من از عشقت بیت و غزلی گشته
  8. غزل شمارهٔ ۲۳۳۰آن عشق جگرخواره کز خون شود او فربه
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.