پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۷

شبی بر بام ای ماه بلنداختر نمی‌آیی

ز برج طالع ما تیره‌روزان بر نمی‌آیی

چو رفتی رفت جانم تا شوم احیا چرا هرگز

چراغ کشته‌ام را شعله‌سان بر سر نمی‌آیی

نخواهم از ره جور و جفا هرگز عنان تابی

که می‌دانم به سویم از ره دیگر نمی‌آیی

نیم زان با ضعیفی خوش که ای ترک شکارافکن

پی صیدم ز ننگ این تن لاغر نمی‌آیی

چه دارم چون صدف غیر کف خاکی عجب نبود

به دستم گر تو ای سنگین‌بها گوهر نمی‌آیی

ز گلشن در قفس کن نقل مشتاق آشیان خود

که با سرکش‌نهالان گلستان بر نمی‌آیی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۹ای که از باد صبا بوی کسی می‌شنوی
  2. شمارهٔ ۲۹۰ای که می‌جویی به خوبی همچو لیلی دلبری
  3. شمارهٔ ۲۹۱نه چون سرو است آزادی مرا زین گلشن ای قمری
  4. شمارهٔ ۲۹۲ز وصل او که من پیوسته می‌پنداشتم روزی
  5. شمارهٔ ۲۹۳من تشنه دشت بی‌آب بارد مگر سحابی
  6. شمارهٔ ۲۹۴آمدی وصلت به جامم ریخت آب زندگی
  7. شمارهٔ ۲۹۵چه شد کآتش به جانم از غضب انداختی رفتی
  8. شمارهٔ ۲۹۶شنیدم تشنه‌ای جویای آبی
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.