پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۶

گه مهر گویم گه مهت گه زهره گاهی مشتری

اما چو نیکو بنگرم تو از همه بالاتری

هر عضوت از عضو دگر باشد بسی زیبنده‌تر

نبود به این خوبی بشر حوری ندانم یا پری

ای رشک زیبامنظران برقع ز رخ کن بر کران

گردند تا صورتگران شرمنده از صورتگری

از دادخواهان بشنوی هر سو فغان هر جا روی

در بر قبای خسروی بر سر کلاه سروری

ای گوهر سنگین‌بها عالم خریدارت چو ما

اما کسی داند کجا قدر گهر چون گوهری

ای برده دل‌ها سربسر حال دلم یکره نگر

تا چند باشی بی‌خبر از راه و رسم دلبری

مژگان خونریزت عیان مردم‌کشست اما نهان

چشمت بود با مردمان در عین مردم‌پروری

مشتاق همچون نقش پا در رهگذارت کرد جا

اما تو از راه وفا هرگز به سویش نگذری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۸گو در ره عشقم نرسد راهنمائی
  2. شمارهٔ ۲۸۹ای که از باد صبا بوی کسی می‌شنوی
  3. شمارهٔ ۲۹۰ای که می‌جویی به خوبی همچو لیلی دلبری
  4. شمارهٔ ۲۹۱نه چون سرو است آزادی مرا زین گلشن ای قمری
  5. شمارهٔ ۲۹۲ز وصل او که من پیوسته می‌پنداشتم روزی
  6. شمارهٔ ۲۹۳من تشنه دشت بی‌آب بارد مگر سحابی
  7. شمارهٔ ۲۹۴آمدی وصلت به جامم ریخت آب زندگی
  8. شمارهٔ ۲۹۵چه شد کآتش به جانم از غضب انداختی رفتی
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.