پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۲

ز وصل او که من پیوسته می‌پنداشتم روزی

دلی دارند یاران خوش که من هم داشتم روزی

ثمرها خورده‌ام زین دانه‌افشانی کنون اشکم

نه آن تخم است پنداری که من می‌کاشتم روزی

ز آهم رفت اثر افغان که در کارم شکست آمد

از این رایت که بهر فتح می‌افراشتم روزی

کنون حاصل ندارد تخم اشکم ورنه زین دانه

به روی هم چه خرمن‌ها که می‌انباشتم روزی

کنم هردم بیان شوق و گریم این مکافاتش

که حرف عشق را افسانه می‌پنداشتم روزی

ننالم چون ز جورت آه رفت آن طاقتم کز تو

جفا می‌دیدم و نادیده می‌انگاشتم روزی

مجو بی‌طلعت آن مهروَش مشتاق تاب از من

ندارم طاقت اکنون ذره‌ای گر داشتم روزی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۴آمدی وصلت به جامم ریخت آب زندگی
  2. شمارهٔ ۲۹۵چه شد کآتش به جانم از غضب انداختی رفتی
  3. شمارهٔ ۲۹۶شنیدم تشنه‌ای جویای آبی
  4. شمارهٔ ۲۹۷به گلشن بود در پرواز مرغ بند برپایی
  5. شمارهٔ ۲۹۸زین چه خوش‌تر که درین معرکه بسمل باشی
  6. شمارهٔ ۲۹۹چون بیتو ننالم زار در گوشه تنهائی
  7. شمارهٔ ۳۰۰از تو من غافلم از من نه تو غافل باشی
  8. شمارهٔ ۳۰۱به خون غلتانم از تیر نگاه دم به دم کردی
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.