پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۱

به خون غلتانم از تیر نگاه دم به دم کردی

نظر کن ای شکارافکن چه با صید حرم کردی

ز هجران طاقتم را طاق دیدی ریختی خونم

جزای خیر بادت لطف فرمودی کرم کردی

ندارم شکوه از بی‌مهریت اما از این داغم

که صد چندان به جور افزودی از مهر آنچه کم کردی

در آخر با هزار افسانه می‌کردی چو در خوابم

چرا بیدارم اول از شکرخواب عدم کردی

به مکتوبی مرا یادآوری کردیّ و حیرانم

که با من بر سر لطفی تو یا سهو القلم کردی

در اول جای بر تاج قبولم چون گهر دادی

برابر آخرم با خاک چون نقش قدم کردی

وصال جاودان یا بیم ای وحشی غزال از تو

کنی آرام با ما گر ز ما چندان که رم کردی

شب هجر از تو کرم شکوه بودم آفتاب من

نمودی روی و خاموشم چو شمع صبحدم کردی

ندانم از کف خاکم چه‌ها دیگر پدید آری

که گاهی کعبه‌اش گه دیر گه بیت‌الصّنم کردی

مرا دادی نه تنها وعده دیدار در محشر

جهانی را از این افسانه در خواب عدم کردی

مده مشتاق زنهار از کف، اکسیر قناعت را

که از وی کار خود را سکه بر زر چون درم کردی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۳رهبر باوست هر نقش از کارگاه هستی
  2. شمارهٔ ۳۰۴گمان دارد ز ناز و سرکشی گل می‌کند کاری
  3. شمارهٔ ۳۰۵نباشد آتشی سوزنده‌تر از آتش دوری
  4. شمارهٔ ۳۰۶خوش آن ساعت که بی‌خشم و غضب با ما تو بنشینی
  5. شمارهٔ ۳۰۷خوشا مستی و عشق نازنینی
  6. شمارهٔ ۳۰۸به رنگ ذره‌ام سرگرم مهر عالم‌افروزی
  7. شمارهٔ ۳۰۹زهدم افسرده خوشا وقت قدح پیمائی
  8. شمارهٔ ۳۱۰در هیچ‌جا هرگز نشد بیند ترا تنها کسی
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.