پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۰

در هیچ‌جا هرگز نشد بیند ترا تنها کسی

یا تو در آغوش کسی یا در بر تو ناکسی

خاکیست دشت عشق را کز طبع شورانگیز آن

مجنون‌صفت پیدا شود هر دم درین صحرا کسی

دادند از مهر تو جهان عشاق و تو نامهربان

هرگز نگفتی زین کسان آیا بود بر جا کسی

پیک تو رفت و از پیش بیخود دل ما شد روان

ما را نیاید دل بجا زآن کو نیاید تا کسی

از قلزم عشق اهل دل پیوسته گوهر جو ولی

کی ره به غواصی برد در قعر این دریا کسی

پاس دل پرخون خود داریم در دیر مغان

شاید کند می در قدح روزی ازین مینا کسی

ما را به دل نبود چسان گرد غم از خاک چهان

هر مشت گل زین خاکدان بود است مثل ما کسی

شادم به کوی نیستی کافکنده عشق آخر مرا

در عالمی کآنجا کسی کاری ندارد با کسی

باشد شرابی عشق را در خم که تا روز جزا

ناید به خود نوشد اگر یک جرعه زین صهبا کسی

مشتاق چون خود را ز عشق افشا شود زین ماجرا

نبود تفاوت گر بود خاموش یا گویا کسی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۲در آن گلشن مکن کو گلشن‌آرا گلشن‌آرایی
  2. شمارهٔ ۳۱۳ز هرچه هست رخ ما از آن بگردانی
  3. شمارهٔ ۳۱۴خوش آن عاشق که سویش گاهگاهی
  4. شمارهٔ ۳۱۵بهر چه ز پرده برنمی‌آیی
  5. شمارهٔ ۳۱۶سرای دیده‌ام منزلگه جانانه بایستی
  6. شمارهٔ ۳۱۷امیدگاها امیدوارم که از جفایت روا نداری
  7. شمارهٔ ۳۱۸من کیستم ز خنجر بی‌رحم قاتلی
  8. شمارهٔ ۳۱۹تلخ‌کامم من از شکرخندی
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.