پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۴

خوش آن عاشق که سویش گاهگاهی

فتد از گوشه چشمی نگاهی

دلی حال دلم داند که گاهی

شکستی دیده از طرف کلاهی

ندارد عاشقی چون من که دارم

بر این دعوی زهر آهی گواهی

قدت سرو چمن بیرای سروی

رخت ماه و جهان آرای ماهی

مه و مهری بخویم بی‌توام پس

شب تاریکی و روز سیاهی

کند چون بلهوس دعوی عشقت

نه در چشم اشکی و نه در دل آهی

دل صد چاک عاشق بین که باشد

ز هر چاکش بکوی دوست راهی

چه صیدافکن بود چشمت که هر دم

کند از صید خالی صیدگاهی

مکن از جرم خود اندیشه مشتاق

که پیش لطف او کوهیست کاهی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۶سرای دیده‌ام منزلگه جانانه بایستی
  2. شمارهٔ ۳۱۷امیدگاها امیدوارم که از جفایت روا نداری
  3. شمارهٔ ۳۱۸من کیستم ز خنجر بی‌رحم قاتلی
  4. شمارهٔ ۳۱۹تلخ‌کامم من از شکرخندی
  5. شمارهٔ ۳۲۰چون رفتی افکندی، بر خاکم از خواری
  6. شمارهٔ ۳۲۱خرامان بود در دامان کوهی کبک طنازی
  7. شمارهٔ ۳۲۲خوشا فصل گل و عهد جوانی
  8. شمارهٔ ۳۲۳از دیر و کعبه در عشق گر نبودم نشانی
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.