پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۲

در آن گلشن مکن کو گلشن‌آرا گلشن‌آرایی

که جز در دامن گلچین نبیند گل تماشایی

مجو کار دل خویش و دل ما سنگدل از هم

نمی‌آید ز خارا شیشه و از شیشه خارایی

به صحرا سر نهادم در غمت از کنج تنهایی

گلی نشکفت از مستوری من غیر رسوایی

بلیلی چون دهم نسبت بت لیلی‌وش خود را

که باشد این غزال شهری آن آهوی صحرایی

به این ضعفم کنی تا کی لگدکوب جفا آخر

چه مقدار است مور ناتوانی را توانایی

ببخشا بر دل و جانم که دارند از جفای تو

نه این تاب و توانایی نه آن صبر و شکیبایی

به بالینم میا گو در شب هجران که می‌دانم

گرم بینی به حال مرگ بر حالم نبخشایی

کنم ترک می و میخانه کی زافسانه واعظ

که به از بادپیمایی‌ست صد ره باده‌پیمایی

نکورویان سهی‌قدان همه رعنا همه زیبا

ولی ختمی تو ایشان را به رعنایی به زیبایی

کنونم بی‌تو در قالب نفس نبود خوشا وقتی

که گاهی می‌کشیدم ناله‌ای در کنج تنهایی

مجو در موج خیز عشق مشتاق اختیار از من

عنانش در کف موج است کشتی شد چو دریایی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۴خوش آن عاشق که سویش گاهگاهی
  2. شمارهٔ ۳۱۵بهر چه ز پرده برنمی‌آیی
  3. شمارهٔ ۳۱۶سرای دیده‌ام منزلگه جانانه بایستی
  4. شمارهٔ ۳۱۷امیدگاها امیدوارم که از جفایت روا نداری
  5. شمارهٔ ۳۱۸من کیستم ز خنجر بی‌رحم قاتلی
  6. شمارهٔ ۳۱۹تلخ‌کامم من از شکرخندی
  7. شمارهٔ ۳۲۰چون رفتی افکندی، بر خاکم از خواری
  8. شمارهٔ ۳۲۱خرامان بود در دامان کوهی کبک طنازی
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.