پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۱

هست چشمم ز غمت قلزم طوفان‌زایی

که بود در دل هر قطره او دریایی

چشم ما و دل پرخون که به میخانه عشق

ساغری را نرسد قطره‌ای از مینایی

دل من پر ز هوایت سرم از سودایت

هر دلی را هوسی هر سری و سودایی

منم آن دانه درین مزرعه کز طالع خشک

قسمت من نبود قطره‌ای از دریایی

از سر کوی تو داند ز چه نتوانم رفت

هرکه دستی بودش بر دل و در گل پایی

منم آن فاخته کز ناله زارم پیداست

که جدا مانده‌ام از سرو سهی بالایی

آه از شهر پرآشوب محبت مشتاق

که درین شهر به هر کوچه بود غوغایی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۳ز هرچه هست رخ ما از آن بگردانی
  2. شمارهٔ ۳۱۴خوش آن عاشق که سویش گاهگاهی
  3. شمارهٔ ۳۱۵بهر چه ز پرده برنمی‌آیی
  4. شمارهٔ ۳۱۶سرای دیده‌ام منزلگه جانانه بایستی
  5. شمارهٔ ۳۱۷امیدگاها امیدوارم که از جفایت روا نداری
  6. شمارهٔ ۳۱۸من کیستم ز خنجر بی‌رحم قاتلی
  7. شمارهٔ ۳۱۹تلخ‌کامم من از شکرخندی
  8. شمارهٔ ۳۲۰چون رفتی افکندی، بر خاکم از خواری
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.