پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۹

زهدم افسرده خوشا وقت قدح پیمائی

که شود مست و زند دستی و کو بدپائی

آگه از روز جزائی و کشتی زارم آه

اگر امروز نمیداشت ز پی فردائی

حالم آن ماهی لب تشنه ز هجرت داند

که به خاک افکندش موجه‌ای از دریائی

نیست با کی ز فنای تو جهان را که خورد

چه غم از سوختن خاربنی صحرائی

توبه چون با همه تلخی کنم از باده عشق

که بکیفیت این می نبود صهبائی

هر نهان بر تو عیانست گرت بینش هست

وگرت نیست چه پنهانی و چه پیدائی

عشق بزمیست که هر لحظه در آن صد ساغر

پر شود از می و خالی نشود مینائی

شنوم در رهت از هر سر افتاده بخاک

وای بر آنکه درین راه گذارد پائی

دل تهی از غم دلدار مبادم مشتاق

که بود خوش غم جانگاه نشاط‌افزائی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۱هست چشمم ز غمت قلزم طوفان‌زایی
  2. شمارهٔ ۳۱۲در آن گلشن مکن کو گلشن‌آرا گلشن‌آرایی
  3. شمارهٔ ۳۱۳ز هرچه هست رخ ما از آن بگردانی
  4. شمارهٔ ۳۱۴خوش آن عاشق که سویش گاهگاهی
  5. شمارهٔ ۳۱۵بهر چه ز پرده برنمی‌آیی
  6. شمارهٔ ۳۱۶سرای دیده‌ام منزلگه جانانه بایستی
  7. شمارهٔ ۳۱۷امیدگاها امیدوارم که از جفایت روا نداری
  8. شمارهٔ ۳۱۸من کیستم ز خنجر بی‌رحم قاتلی
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.