پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۸

به رنگ ذره‌ام سرگرم مهر عالم‌افروزی

که ممکن نیست هرگز با کسی آرد به شب روزی

خوشم با ناله گرمی که خیزد از رگ جانم

که دارد نغمه این ساز در عشقت عجب سوزی

تو اسباب طرب کن جمع کز عشق تو ما را بس

دل کالفت فراهم آوری جان غم‌اندوزی

نخواهم نور شمع و پرتو مه بی‌رخت شب‌ها

کز آه گرم خود دارم چراغ محفل‌افروزی

محبت این دبستان را بود آن مرشد کامل

که پیر عقل باشد پیش او طفل نوآموزی

به خون دانی چرا در صیدگاه دلبران غلتم

گر از شست نگاهی خورده باشی تیر دلدوزی

ز بی‌اقبالیم مشتاق خار گل‌رخان دایم

دریغ از طالع فرخنده‌ای و بخت فیروزی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۰در هیچ‌جا هرگز نشد بیند ترا تنها کسی
  2. شمارهٔ ۳۱۱هست چشمم ز غمت قلزم طوفان‌زایی
  3. شمارهٔ ۳۱۲در آن گلشن مکن کو گلشن‌آرا گلشن‌آرایی
  4. شمارهٔ ۳۱۳ز هرچه هست رخ ما از آن بگردانی
  5. شمارهٔ ۳۱۴خوش آن عاشق که سویش گاهگاهی
  6. شمارهٔ ۳۱۵بهر چه ز پرده برنمی‌آیی
  7. شمارهٔ ۳۱۶سرای دیده‌ام منزلگه جانانه بایستی
  8. شمارهٔ ۳۱۷امیدگاها امیدوارم که از جفایت روا نداری
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.